تبليغاتX
پریشانم
 دوست
آسمان را دوست میدارم

و زمین را دوست تر

درخت را دوست میدارم

و گل را دوست تر

دوست را دوست میدارم

و دوستی را دوست تر

آری دوست

غریبترین وازه هر ترانه را دوست میدارم

آسمان،زمین،درخت،گل دوستان من اند

 که مرا دوست میدارند

و دوستان من آیا دوستان من اند؟

|+| نوشته شده توسط پریشان در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387  |
 
نفرینم کن!

اگر برآنی که به نیک انجامی ام برسانی،

اگر برآنی که وارهانی ام از زندان زندگی

پیش تر از آنکه به جیره اجباری اش خو کنم

به مرگی عاشقانه نفرینم کن!

فرشته زمینی من!

که این دعای آمرزش است

در بسته گاه روزگار!

|+| نوشته شده توسط پریشان در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387  |
 
رسم این شهرعجیب است،بیا برگردیم

قصد این قوم فریب است،بیا برگردیم

آن که یک روز دل به نگاهش دادیم،خنده اش سرد وغریب است،بیا بر گردیم

عشق بازیچه شهراست ولی در دل ما،عاشق عشق نجیب است،بیا برگردیم... 

|+| نوشته شده توسط پریشان در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387  |
 
یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم

گرکه درخویش شکستیم صدایی نکنیم

پر پروانه شکستن هنر انسان نیست

گر شکستیم زغفلت من ومایی نکنیم

یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم

وقت پرپر شدنش ساز و نوایی نکنیم

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد

طلب عشق زهر بی سرو پایی نکنیم

|+| نوشته شده توسط پریشان در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387  |
 
زندگی یک آرزوی دورنیست

             زندگی یک جستجوی کورنیست

زیستن در پیله پروانه چیست

             زندگی کن زندگی افسانه نیست

گوش کن دریا صدایت میزند

             هرچه نا پیدا صدایت میزند

جنگل خاموش می خواند تو را

              با صدای سبز میخواند تورا

پیله پروانه از دنیا جداست

             زندگی یک مقصد بی انتهاست

هیچ جای انتهای راه نیست

             این تمامش ماجرای زندگیست

|+| نوشته شده توسط پریشان در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387  |
 
خدایا کفرنمی گویم

پریشانم،چه میخواهی تو از جانم؟

مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی

خداوندا! تو مسئولی

خداوندا تو خود دانی که انسان بودن و ماندن،در این دنیا چه دشوار است.

چه رنجی میکشد آن کس که انسان است و از احساس سرشار است.

|+| نوشته شده توسط پریشان در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387  |
 
 
بالا